تدقیقی بر «تبیین» در روش شناسی جغرافیای انسانی با اشاره بر نظریه نوین آشوب

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد/مدرس

چکیده

این تحقیق به هدف پاسخگویی به چگونگی بنیادهای هستی شناسی، شناخت شناسی و روش شناسی «تبیین» مسائل در جغرافیای انسانی با روشی توصیفی-تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی انجام یافته است. انجام این پژوهش در راستای عدم توجه کافی به بحث ماهوی «تبیین» در جغرافیای انسانی در تحقیقات انجام یافته در کشور از یک سو و اهمیت «تبیین» مسائل در جغرافیای انسانی سازمان یافته است. بر اساس یافته های تحقیق، مشخص گردید که می باید سخن از روش شناسی ها در جغرافیای انسانی گفت؛ که به سبب تفاوت در هستی شناسی انواع نگرش ها و مکاتب جغرافیایی و  بالطبع شناخت شناسی آنها می باشد. در واقع در روش شناسی جغرافیای انسانی، طیفی از روش شناسی های تبیین گرای اثبات گرا به ویژه پوزیتیویسم منطقی و بیزگرایی از یک طرف و روش شناسی های تفهم گرای کیفی هرمنیوتیک سه گانه و نیز یک گفتمان سوم، مبتنی بر نظریۀ پیچیدگی و آشوب  که مدعی تلفیق «تببین» و «تفهم» در جغرافیای انسانی است؛ مطرح می باشد. در انتها نیز، بر اساس یافته های تحقیق، پیشنهاد جهت تحقیقات آتی طرح گردید.

کلیدواژه‌ها